دانلود(تعريف و اثبات عصمت پيامبران و امامان)

این متن شامل 60 صفحه می باشد عصمت پيامبران و امامان دوازده گانه ، ركن ركين تفكر شيعه و از ضروريات اين مذهب است . در تعريف عصمت بين عالمان شيعه اختلافاتي وجود دارد ، اما نوع ادله اي كه براي اثبات ضرورت عصمت پيامبران و امامان ميآورند ، ناخودآگاه آنان رعصمت پیامبران,عصمت امامان|50477034|atv50685665|اِی تی
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان تعريف و اثبات عصمت پيامبران و امامان هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

این متن شامل 60 صفحه می باشد



عصمت پيامبران و امامان دوازده گانه ، ركن ركين تفكر شيعه و از ضروريات اين مذهب است . در تعريف عصمت بين عالمان شيعه اختلافاتي وجود دارد ، اما نوع ادله اي كه براي اثبات ضرورت عصمت پيامبران و امامان مي‌آورند ، ناخودآگاه آنان را به تعريف واحدي از عصمت مي‌رساند كه در آن ، مصونيت از هر گونه گناه ، خطا و لغزش(بزرگ يا كوچك، عمدي يا سهوي) و در تمام عرصه هاي مختلف زندگي فردي و اجتماعي مندرج مي‌‌باشد .


از ديدگاه آقاي مصباح يزدي :


منظور از معصوم بودن پيامبران يا بعضي ديگر از انسانها تنها عدم ارتكاب گناه نيست ، زيرا ممكن است يك فرد عادي هم مرتكب گناهي نشود ….بلكه منظور اين است كه شخص ، داراي ملكه نفساني نيرومندي باشد كه در سخت ترين شرايط هم او را از ارتكاب گناه باز دارد . ملكه‌اي كه از آگاهي كامل و دائم به زشتي گناه و اراده قوي بر مهار كردن تمايلات نفساني حاصل مي‌‌گردد . و چون چنين ملكه‌اي با عنايت خاص الهي تحقق مي‌‌يابد، فاعليت آن به خداي متعال نسبت داده مي‌شود.[1]


منظور از گناه كه شخص معصوم مصونيت از ارتكاب آن دارد، عملي است كه در لسان فقه، حرام نامي‌ده مي‌‌شود و همچنين ترك عملي است كه در لسان فقه واجب شمرده مي‌شود.[2]




از ديدگاه آقاي جعفر سبحاني :


عصمت به معني مصونيت بوده و در باب نبوت داراي مراتب زير است :


الف . عصمت در مقام دريافت ، حفظ و ابلاغ وحي


ب . عصمت از معصيت و گناه


ج . عصمت از خطا و اشتباه در امور فردي و اجتماعي .[3]


البته مصونيت از خطا در « مسائل عادي زندگي » ، « داوري در منازعات » ،« تشخيص موضوعات احكام ديني » و حتي مصونيت از « برخي بيماري‌هاي جسمي‌… كه مايه تنفر و انزجار مردم مي‌‌گردد » نيز از ديدگاه آقاي سبحاني در تعريف عصمت گنجانده شده است .


از ديدگاه آقاي ابراهيم امي‌ني :


« عصمت عبارت است از يك نيروي فوق العاده باطني و يك صفت نيرومند نفساني كه در اثر مشاهده حقيقت جهان هستي و رويت ملكوت و باطن عالم وجود حاصل مي‌شود. اين نيروي فوق العاده غيبي در هركسي وجود پيدا كرد از مطلق خطا و گناه معصوم خواهد بود و از جهات مختلف بيمه شده است :



  1. در مقام تلقي وحي و درك واقعيات خطا نمي‌‌كند.

  2. در مقام ضبط و نگهداري احكام و قوانين اشتباه و سهو ندارد.

  3. در مقام ابلاغ و اظهار احكام مرتكب اشتباه و گناه نمي‌‌شود.


4- در مقام عمل از لغزشهاي عمدي و سهوي مصونيت دارد . هرگز گناه نمي‌كند و احتمال خطا و گناه درباره اش صفر است.»[4]


ديديم كه از نظر آقايان امي‌ني و سبحاني ، عصمت عبارتست از مصونيت از هر گونه گناه و خطا و لغزش ( چه عمدي و چه سهوي) و در تمام عرصه‌هاي زندگي فردي و اجتماعي ، اما از نظر آقاي مصباح يزدي ، عصمت فقط به معني مصونيت از ارتكاب گناه است ، آن هم گناهي كه در لسان فقه گناه شمرده شود نه هرگونه گناهي . در ضمن از نظر قاطبه علماي شيعه پيامبران و امامان ، از همان آغاز زندگي ( يعني تولد وطفوليت ) تا آخر عمر معصوم هستند، نه اينكه بعد از نبوت يا امامت معصوم شوند . پس به طور خلاصه نظريه عصمت از ديدگاه شيعه چنين است :


« پيامبران و امامان دوازده‌گانه ، در تمام طول عمر معصوم هستند .»


ادله عقلي عصمت پيامبران ( و امامان )


دراينجا به چند نمونه از ادله عقلي شيعه كه در آنها سعي شده است تا ضرورت عقلي عصمت پيامبران اثبات شود ، اشاره مي‌كنيم و به نقد آنها مي‌پردازيم .


دليل اول « پيامبران الهي در عمل به احكام شريعت ، از هر گونه گناه و لغزش مصونيت دارند و اصولا هدف از بعثت پيامبران در صورتي تحقق مي‌پذيرد كه آنان از چنين مصونيتي برخوردار باشند . زيرا اگر آنان به احكام الهي كه خود ابلاغ مي‌كنند دقيقا پايبند نباشند ، اعتماد به صدق گفتار آنها از مي‌ان مي‌رود و در نتيجه هدف نبوت تحقق نمي‌‌يابد .» [5]


« عصمت براي پيامبران لازم است تا وثوق به گفتار آنها حاصل شود و غرض از نبوت تحقق يابد»[6]


دليل فوق از جهات گوناگون قابل خدشه است كه به چند مورد آن اشاره مي‌‌كنيم:


1. اين استدلال اگر هم درست و كامل باشد فقط ضرورت مصونيت از گناهان عمدي آن هم گناهاني كه در ملأعام و در انظار مردم انجام گيرد را اثبات مي‌‌كند ، نه گناهاني كه در اثر غفلت و سهو و نسيان گاهي گريبانگير آدمي‌مي‌شود و نه گناهان پنهاني و دور از چشم مردم وجود سهو و نسيان و ابتلا به غفلتهاي آني و زودگذر در انسان امري طبيعي و مورد قبول همه است و هيچ كس تنها به دليل اينكه گاهي در اثر سهو و فراموشي مرتكب بعضي گناهان خصوصا گناهان كوچك مي‌‌شود ، مورد بي اعتمادي مردم قرار نمي‌‌گيرد . آري اگر شخصي غرق در گناه بوده و آلودگي او به رذائل اخلاقي ( كماً و كيفاً ) در سطح بالايي باشد به او نمي‌‌توان اعتماد و اطمي‌نان كرد و اگر چنين شخصي ادعاي پيامبري كند ، ادعايش مورد پذيرش مردم قرار نمي‌گيرد . اما اگر يك انسان وارسته و متصف به صفات نيك انساني و آراسته به فضائل اخلاقي كه هر چند معصوم نيست، اما در مجموع انسان پاك و با فضيلتي است و مردم او را به عنوان يك انسان سالم و خوب مي‌شناسند ، ادعاي پيامبري كند ، ادعاي او مورد توجه و تأمل قرار مي‌‌گيرد و در مردم تأثير مي‌‌گذارد، مضافا بر اينكه پيامبر فقط ادعاي پيامبري نمي‌‌كند، بلكه براي اثبات پيامبري خود دلايل و براهين و معجزاتي هم به مردم ارائه مي‌‌دهد و همي‌ن معجزات به علاوه جاذبه معنوي و تاثير كلامش در بيدار كردن فطرت خفته انسانها اطمي‌نان مردم نسبت به پيامبر را جلب مي‌‌كند . پس از آن هم اگر خود پيامبر مرتباً و به دفعات ، احكام الهي را نقض كرده و مرتكب معاصي و يا اعمال زشت و ناپسند ( آن هم به طور عمد و در حضور ديگران ) شود ، ممكن است پيامبري او زير سؤال برود و مردم به صدق گفتار او شك كنند . اما اگر فقط به درموارد بسيار اندك و در اثر سهو و فراموشي مرتكب بعضي از گناهان شود ، دليلي ندارد كه مردم به صداقت او در ادعايش ( مبني بر نبوت )


[1] - مصباح يزدي ، محمد تقي : آموزش عقايد ، ص 237


[2] - پيشين ، ص 238


[3] - سبحاني ، جعفر : منشور عقايد اماميه ، ص 110


1- اميني ، ابراهيم : بررسي مسائل كلي امامت ، ص 171


[5] -سبحاني ، جعفر : منشور عقايد اماميه ، ص 111


[6] - همان ، به نقل از محقق طوسي : كشف المراد ، ص 349